|
زعفران در فرهنگ و هنر و ادب
علاقه و دلبستگي عاي
ايرانيان به گل و گياه و به طور كلي رستني ها، و از آن جمله زعفران
پيشينه اي فراتر از تاريخ مدون و مكتوب دارد. لطافت و صفا و زيبايي گل
و گياه اثري ژرف و گسترده در انديشه و فرهنگ و هنر و ادب ايراني داشته
است. بازتاب اين علاقه و تاثير را مي توان به گونه اي بارز و آشكار در
سنگ نگاره هاي تخت جمشيد و همچنن منقوشات گل گياه در آثار شوش و تيسفون
و بيستون ملاحظه كرد، و در تصويرها و ترسيمات روي گچ و چوب و چرم و
سفال، ايينه و آبگونه و گوهرها و ظروف زرين و سيمين و مسين و گونه هاي
مختلف فرش و بافتني ها، و مچنين نقش هاي گل و گياه بر روي كاغذ و پشت و
روي جلد و متن و حواشي كتب و رسائل و فرمان ها و اسناد و قباله ها تا
زمان حاضر پيگيري نمود.
اما گل و گياه جلوه اي
بسيار بديع تر و زيبا تر در ادبيات ايراني پيدا كرده، و مخصوصا زعفران
در آثار نظم و نثر فارسي به گونه اي شيوا تر متجلي شده است. به نظر
ميرسد زعفران به لحاظ زيبايي ها و ويژگي ها و خواص و شگفتي هايش مورد
علاقه و توجه ايرانيان بوده است. به همين لحاظ نه تنها در كشاورزي و
بازرگاني و تغذيه ايرانيان ، بلكه در انديشه و فرهنگ ايراني و مخصوصا
در شعر و ادب پارسي جايگاهي والا پيدا كرده است.
خداوندگار اسطوره پارسي، حكيم ابوالقاسم فردوسي طوسي در كتاب بزرگش
شاهنامه چنين آورده است:
تنش پر نگار از كران تا كران
چو داغ گل سرخ بر زعفران
و
زسيمين و زرين شتر وار سي
طبق ها و از جامه پارسي
همه صد سبد مشك و صد زعفران
همي رفت گلشهر با خواهران
مولانا جلال الدين محمد بلخي، شاعر و عارف بزرگ ايران زمين، نيز در
اشعار خويش اشارت هاي بسيار به زعفران دارد، كه يكي از آن ها چنين است:
عشق چو ابر گران ريخت بر اين و بر آن
شد طرفي زعفران ، شد طرفي لاله زار
در قديم از زعفران به عنوان رنگي طبيعي و پايدار استفاده مي شده و در
هنرهاي اصيل ايراني همچون تذهيب، تحرير، تزئين نسخ خطي، ترسيع، تشعير و
قالي بافي كابرد فراواني داشته است.
در كتب خطي ودر خوشنويسي هاي مختلف اساتيد بزرگ از زعفران به عنوان يك
مركب ارزشمند و با دوام استفاده مي كردند، علاوه بر اين در نوشتن ادعيه
مورد اعتقاد مردم بر پارچه و پوست هاي مختلف به كار مي رفته است. در
عصر حاضر نيز از زعفران در نقاشي و مجسمه سازي و ... استفاده مي شود.
|